نتایج یک پژوهش جدید انجام‌شده توسط محققان کشور نشان می‌دهد که وضعیت به زیستن سالمندان از توزیع مناسبی در کشور برخوردار نیست و برخی استان‌ها از این لحاظ، نیازمند توجهی ویژه هستند.

 سالخوردگی جمعیت، یکی از مهم‌ترین تغییرات و چالش‌های جمعیتی و رفاهی در بسیاری از کشورهای جهان در نیمه اول قرن بیست ویکم است. در سال ۲۰۱۹ برای اولین بار در طول تاریخ بشر تعداد سالمندان در سطح جهان بیشتر از کودکان زیر ۵ سال شد. همچنین، انتظار می‌رود تا سال ۲۰۵۰ در سطح جهانی تعداد سالمندان ۶۰ ساله و بیشتر، دو برابر و سالمندان ۸۰ ساله و بیشتر سه برابر افزایش یابد. در ایران نیز، هرچند در حال حاضر کمتر از ۱۰ درصد جمعیت را سالمندان ۶۰ ساله و بالاتر تشکیل می‌دهد، اما انتظار می‌رود این نسبت، به‌ویژه از سال ۲۰۳۰ به بعد، با سرعت چشمگیری افزایش یابد و در سال ۲۰۵۰ به حدود یک‌سوم جمعیت ایران برسد.

آن‌گونه که صاحب‌نظران می‌گویند، سالخوردگی جمعیت، هرچند از دستاوردها و موفقیت‌های بزرگ بشری و نشانه مثبت توسعه اقتصادی و اجتماعی است و این امر نقش سیاست‌های اجتماعی و بهداشتی را در مبارزه با بسیاری از بیماری‌ها که در قرون گذشته، زندگی افراد را کوتاه‌تر می‌کرد، مسجّل می‌سازد، اما این افزایش سریع تعداد سالمندان به‌عنوان یک چالش رفاهی اساسی هم در کشورهای توسعه‌یافته و هم در کشورهای درحال‌توسعه محسوب می‌شود. سالخوردگی جمعیت، نه‌تنها ترکیب سنی و جنسی جمعیت را متأثر می‌سازد، بلکه ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی را نیز دستخوش تغییر خواهد کرد.

در رابطه با این موضوع مهم، محققانی از دانشگاه تهران و دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی مطالعه‌ای را به انجام رسانده‌اند که در آن وضعیت به زیستن سالمندان در استان‌های ایران با استفاده از شاخص‌های علمی سنجیده شده است.

این تحقیق، در چارچوب روش‌شناختی یک شاخص جهانی به نام «دیده‌بان سالمندی» و با استفاده از تحلیل ثانویه منابع مختلف داده‌ای به سنجش وضعیت به زیستن سالمندان ایرانی در سطوح ملی و استانی پرداخته است.

شاخص مورد اشاره در چهار بُعد امنیت درآمدی، وضعیت سلامت، قابلیت/ توانمندی و مناسب‌سازی محیط، تلاش دارد تا تصویری جامع از به زیستن سالمندان ارائه نماید.

نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی حمایت از اشتغال، درآمد، سلامتی و استقلال افراد سالمند، نقش مهمی در افزایش رفاه و به زیستن سالمندان دارند. ازاین‌رو، ابعاد امنیت مالی مانند توسعه پوشش همگانی حقوق بازنشستگی و کاهش فقر و همچنین بُعد ظرفیت و توانمندی مانند فراهم کردن شرایط خوداشتغالی سالمندان و ارتقای آموزش و تحصیلات آن‌ها باید در اولویت‌های سیاست‌گذاری قرار گیرد.

به گفته رسول صادقی، پژوهشگر دانشگاه تهران و دیگر همکارش در این مطالعه، «نتایج به‌دست‌آمده ما بیانگر تفاوت‌های استانی محسوسی در شاخص دیده‌بان سالمندی و ابعاد مختلف آن به‌ویژه دو بُعد امنیت درآمدی و وضعیت سلامت است».

آن‌ها می‌افزایند: «دامنه نمرات شاخص دیده‌بان سالمندی از ۶.۵ در استان سیستان و بلوچستان تا ۷۷.۹ در استان تهران در نوسان بوده است و به‌طورکلی، استان‌های تهران، سمنان و فارس، به ترتیب، رتبه‌های اول تا سوم و در مقابل، استان‌های خراسان جنوبی، ایلام و سیستان و بلوچستان، به ترتیب، در رتبه‌ها و جایگاه‌های آخر شاخص به زیستن سالمندان قرار دارند».

همچنین، بر اساس این نتایج، رابطه مثبت و قوی بین شاخص به زیستن سالمندان با شاخص توسعه انسانی وجود دارد. ضمن آن‌که طبق یافته‌ها، رتبه ایران در شاخص جهانی دیده‌بان سالمندی در میان ۹۷ کشور ۶۴ است. بهترین رتبه و جایگاه ایران در بُعد سلامت (رتبه ۴۳) و بدترین آن در بُعد ظرفیت و توانمندی (رتبه ۸۸) بوده است.

به اعتقاد صادقی و همکارش، «با توجه به چنین نتایجی، نیاز است که توجه بیشتری به سالمندان آسیب‌پذیر کشور یعنی سالمندان ساکن در استان‌های سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی و ایلام شود و بسته‌های حمایتی و رفاهی خاص برای آنان ارائه گردد».

قابل ذکر است این یافته‌های علمی که بر لزوم توجه ویژه به سالمندان کشور به‌ویژه در برخی استان‌های محروم‌تر تأکید دارند، در فصلنامه «سالمند: مجله سالمندی ایران» وابسته به دانشگاه علوم توان‌بخشی و سلامت اجتماعی منتشر شده‌اند.

 

دیدگاهتان را بنویسید